مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
به نـام نـامی زهـرا، به نـام مـادرهـا سـلام مـا بـه امــام تــمــام مــادرهـا که فـاطـمهست هـمیـشه امام مادرها به لطف فـاطـمه هستم غـلام مادرها غـلام خـانۀ زهـرا حـسابـمان کردند برای نوکـریاش انتـخـابـمان کردند هزار شکر، نوشـتـند نوکـرش باشیم هزار شکر که گـفـتـند قـنبرش باشیم گـدای خـانـۀ او تا به آخـرش بـاشـیم اجـازه داد به ما، حـلـقۀ درش باشـیم به روی شانۀ خود دست رحمتی داریم غـلام فـاطـمهایم و چه عـزّتی داریم بهـشت زیر قـدمهای مـادرانۀ اوست بهشت گـوشۀ دنجی ز آشیانۀ اوست بهشت زمزمههای شب و شبانۀ اوست بهشت گرمی نان و تنور خانۀ اوست قسم به گردش دستاس و گرمی نانش نشـسـتهایم سـر سـفـرههای احـسانش تـنور عـالـمیان گرم شد به برکت او شدند خـلق، خـلائق همه به عـلت او قسم به شوکت زهرا، قسم به عزت او به عرش و فرش میارزد فقط دو رکعت او سلام ما به قیام و قعـود و یا رب او سلام ما به قنوت و به سجدۀ شب او به حب فاطمه اینجا که راهمان دادند ثـواب کوه به یک ذره کاهمان دادند به زیر چادر زهـرا، پنـاهـمان دادند برات اشک به غمهای شاهمان دادند شدیم گریهکنِ روضۀ حسین و حسن یکی بدون حرم شد، یکی بدون کفن |